تبليغاتX
ورزشی
در این چند هفته به قدر کافی از طرف دولت محبوب نهم (!) به فروسی پور حمله شده بود و از طرفی ام وجدان همیشه یا بعضی وقتا بیدار ما ایرانیها هم از عادل فردوسی پور دفاع و حمایت کرده بود که نمونه این حمایت با اینکه استقلال و پرسپولیس هفته گذشته در لیگ بازی نداشتن و همچنین تیم ملی هم بازی مهمی انجام نداده بود آمار بسیار بالای شرکت کنندگان در مسابقه پیام کوتاه دیشب برنامه نود بود.فکر نمی کنم لازم باشه که دیگه در مورد حمایت از عادل بنویسم اما جدا از مودب شدن سردار عزیز محمدی (!) که به نوعی سعی می کرد یه جورایی پاچه خاری کنه و از عادل و مردم با توضیحات کاملش دلجویی کنه نکته جالب در آخر برنامه اتفاق افتاد.جایی که فردوسی پور در اواخر برنامه سراغ نیمه ی دوم جدول رده بندی لیگ برتر رفت و سه تیم آخر جدول که با رنگ دیگری در جدول مشخص شده بودند را به تصویر کشید! یعنی پیام و ابومسلم از مشهد و داماش گیلان! عادل فردوسی پور در توضیح سه تیم آخر جدول رده بندی با تاکید گفت : سه تیمی که توسط بخش خصوصی اداره میشن سه تیم آخر جدول هستند!!!!! و اینگونه بود که بینندگان برنامه ی جذاب و دیدنی نود کاملا معنی خصوصی سازی رو در فوتبال(بقیه ی امور پیشکش) فهمیدند!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 22:49  توسط حسین  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 19:33  توسط حسین  | 

از اینجا شروع کنم که چند ماه پیش علی کریمی در اردوی تیم ملی از فدراسیون فوتبال ایران انتقاد کرد و گفت : که در ۱۰ سال گذشته فدراسیون به این بی برنامگی نداشته ایم! نتیجه این انتقاد ساده اخراج شدن کریمی از اردوی تیم ملی بود...فدراسیون ایران طاقت شنیدن یه انتقاد ساده رو نداشت...یه خورده که عقب تر برگردیم ضربه سر کریم باقری به علی دائی و یه پاس فوق العاده از دائی به خداداد و مهمترین گل تاریخ فوتبال ایران رقم خورد.خداداد حماسه ساز ملبورن شد و به یک قهرمان ملی تبدیل شد...هر چقدر محبوب میشی همونقدر هم دشمن واسه محبوب بودنت پیدا میشه...و اما اکنون خبر ضرب و شتم یک خبرنگار توسط خداداد جامعه ورزش ایران رو در یک شوک بزرگ فرو برد.قصد دفاع کردن از کتک کاری یک خبرنگار که ظاهرا به وسیله متهم این پرونده یعنی خداداد صورت گرفته رو ندارم ولی چند تا نکته رو می خوام یادآوری کنم.در چند بازی از لیگ برتر که داوری به ضرر تیم پیام بود خداداد اعتراض های به نسبت زیادی کرد تا جایی که به کمیته انضباطی دعوت شد و بعد از این ماجرا در یک بازی که داور کاملا به خاطر شرایط میزبانی به نفع تیم پیام سوت زد در آخر بازی انتقاد جالبی از داوری بازی کرد که عدالت باید برای هر دو تیم رعایت میشد و داور نباید یک طرفه و به نفع تیم ما قضاوت می کرد تا جایی که در کنفرانس مطبوعاتی گفت : که به بازیکنانم در بین دو نیمه گفتم که اگر پای بازیکن حریف را هم بشکونید به خاطر شرایط میزبانی داور به نفع شما سوت می زنه! یا در جریان بازی لیگ دسته اول پارسال و بازی بین تیم پیام و فولاد در آخرای بازی خداداد به خاطر کتک زدن بازیکن آلمانی تیمش توسط تماشاچیان فولاد با تماشاچی مورد نظر درگیر شد و در برنامه نود چند ماه پیش در جواب مجری برنامه گفت : چون بازیکن خارجی ما رو زد منم زدمش! رک بودن و گفتن حقیقت و نقد صحیح مشخصه بارز عزیزی بود تا جایی که در بعضی از تیم ها در زمان بازیکن بودنش مجبور به نیمکت نشینی یا ترک تیم میشد! اتفاقی که بعد از جام جهانی ۱۹۹۸ برای او افتاد و از تیم ملی کنار گذاشته شد.اما در مورد برنامه پریشب نود به بعضی از جملات خبرنگار مضروب دقت کنید : ((من مث مردم فلسطین بودم و خداداد مث صهیونیست ها مرا کتک می زد! در آخر بازی من صلوات می فرستادم و به همین خاطر کتک خوردم! یا در همان مشهد خداداد را به امام رضا واگذار کردم!)) و اما چند جمله از خداداد : ((من حتی در حرفام یک بار هم قسم نخوردم ولی این آقا مدام قسم و قرآن می خورد! و یا : من نزدمش که اگه زده بودمش انقدر شهامت داشتم که بگم من زدمش!))و اما نتیجه اینکه : در سالگرد بازی حماسی ایران و استرالیا بودیم که این اتفاق تلخ افتاد و بعد از ۱۱ سال هنوز اون بازی رو فراموش نکردیم. در این چند روز نقد های زیادی نوشته شد که اکثرا بر علیه عزیزی بود از جمله مطلبی که نیک آهنگ کوثر نوشته بود.گفتم که عمل ضرب و شتم خبرنگار واقعا زنندست و محکوم ولی به نظر من در برنامه نود خداداد مث همیشه صادقانه حرف می زد.من فکر می کنم که فدراسیون یا مسئولین تربیت بدنی همیشه دنبال یه بهونه برای دور کردن عزیزی از فوتبال ایران بودن که متاسفانه عزیزی این بهانه رو دستشون داد.به نظر من انتقاد های بجا و تاثیر گذار و صادق بودن عزیزی بود که باعث شد کیومرث هاشمی بلافاصله بدون دادگاه رای به محو خداداد از فوتبال ایران بده...به قولی : زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد!

کاریکاتور روزنامه گل :

بازی استقلال و پیام و حمایت از خداداد :

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 5:11  توسط حسین  | 

در اوایل برنامه که داریوش خان مصطفوی فرمودند : امیدوارم روزی برسه که یه نظارت بر مطبوعات و سایتهای ورزشی صورت بگیره تا نتوانند تا اونجایی که می خوان انتقاد کنن یا علیه کسی چیزی بنویسند؟! خیلی جالبه! تو این مملکت این یکی دیگه فیلتر نشده بود که داریوش خان درخواستش رو صادر فرمودند! در ادامه مصطفوی تمام مشکلات پرسپولیس رو گردن مطبوعات و سایتها انداخت تا اونجایی که مجری برنامه هم صداش درومد که یعنی تیم شما هیچ مشکلی نداره و فقط رسانه ها مشکل ساز شدن! مبلغ قرارداد قطبی هم از نکته های جالب برنامه بود که ۹۰۰۰۰۰ دلار اعلام شد که واقعا رقم خیلی بالایی در فوتبال ما هستش و مربیان شاغل در اروپا هم یه همچین پولی می گیرن ولی خوب این کجا و اونها کجا! در این قسمت مصطفوی مرتب تاکید می کرد که دلار اون موقع انقد تومن بوده ولی نگفت الان چقدره شاید چون نمی خواست گند دولت نهم در بیاد! آخه هشت سال دولت خاتمی دلار رو ۸۰۰ تومن نگه داشت ولی دولت نهم که مصطفوی مرتب از رئیس سازمان تربیت بدنیش تقدیر و تشکر میکنه تو سه سال به هزار و خورده ای رسونده! مصطفوی در ادامه گفت که باشگاه ۷۰۰ میلیونش رو داشت و ۱۵۰ تا ۱۶۰ میلیونش رو بنا به درخواست هواداران آقای هدایتی پرداخت کردند! من که نفهمیدم آقای هدایتی این پولا رو از کجاش در میاره! نمی دونم ایشون هم عین وزیر کشور بدون رانت خواری مایه دار شده یا نه؟! اگه باشگاه دولتیه پس چرا یه نفر از جیب خودش پول پرداخت کرده و اصلا به چه عنوانی اون پول رو پرداخت کرده...بالاخره از رو زمین که پولشو جمع نکرده و اگه باشگاه خصوصی شده که البته به برکت دولت نهم خصوصی سازی دهن مردم رو مورد عنایت قرار داده پس دخالت و عوض بدل های علی آبادی این وسط داستانش چیه! حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را!

کاریکاتور از روزنامه ورزشی گل

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 2:23  توسط حسین  | 

همون قدر که علی پروین در فوتبال ما نقش مهمی داشته ناصر خان حجازی هم همون قدر ارزش داره و شخصیتش صد البته دوست داشتنیه...اما ناصر خان چند جای آخری که مربی گری کرده زیاد موفق نبوده و نزدیکترینش همین استقلال فصل قبل بود که حتی ناصر خان تا نیم فصلم هم نتونست دوام بیاره...امیدوارم که در تیم ابومسلم بتونه موفق باشه ولی فکر می کنم نقش ها در فوتبال ما خوب تعریف نمیشن...نقشی که ناصر حجازی یا امثال اون می تونن تو فوتبال ما داشته باشن می تونه مث نقش بکن بائر باشه یعنی مدیریت در فوتبال ایران...اینجور جاها می تونن کارائی بیشتری داشته باشن و الا خوب قیصر فوتبال آلمان تا آخر عمر میتونست مربی گری کنه و کسی هم بهش نگه بالای چشت ابرو مث همین علی پروین دوست داشتنی خودمون! که این مدیریت شاید همون مدیر فنی باشه یا مدیر عاملی باشگاه در صورتی که در فوتبال ما مدیر فنی یعنی سرمربی بعدی تیم! البته یادمه ناصر خان می گفت نمی ذارن تو همین لیگ برتر سرمربی تیمی باشم چه برسه به پست ها و مقام های بالاتر که ۲ تا ۲تا بین علی ابادی و کفاشیان تقسیم میشه!!!!!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 20:15  توسط حسین  | 

وضعیت داماش وقتی که نادر دست نشان به عنوان سرمربی این تیم رسید : داماش در رتبه آخر لیگ برتر و بدون حتی یک برد! زمان ورود دست نشان به تیم در نیم فصل اول لیگ قبلی بود و دست نشان یک نیم فصل برای نگه داشتن تیم داماش فرصت داشت.اما وضعیت داماش وقتی که حسین عبدی طی چند هفته اخیر به عنوان سرمربی این تیم رسید : داماش باز هم در رتبه آخر لیگ برتر و البته این دفعه با یک برد! زمان ورود عبدی به تیم ۳ یا ۴ بازی به آخر نیم فصل اول///اما نادر دست نشان وقتی سرمربی تیم داماش شد از جام حذفی به دلیل متمرکز شدن در لیگ برتر یا جایگاه بد این تیم در رتبه آخر(بهانه های تیم داماش برای شرکت نکردن در جام حذفی) انصراف نداد بلکه به طور معجزه آسایی این تیم را از سقوط به لیگ پایینتر نجات داد و در ادامه داماش را به فینال جام حذفی رساند.اما امروز حسین عبدی سرمربی جدید این تیم حتی روی نیمکت این تیم ننشست و از سکوها بازی به قول خودش تیم امید داماش را دنبال کرد! من فکر می کنم مربیگری جسارت و شجاعت می خواد که ظاهرا حسین عبدی نداره! فعلا پروژه اول عبدی و عابدینی که یه جورایی دکتر ذوالفقارنسب رو کنار زدن با حذف شدن از جام حذفی شروع شد! باید بشینیم و ببینیم که می تونه داماش رو در لیگ نگه داره و یا چند هفته می تونه به عنوان سرمربی داماش دوام بیاره!
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 15:44  توسط حسین  | 

قسمت اول : نبرد مردم ايران و دولت امارات بر سر نام خليج هميشه فارس و جزاير سه گانه ايران///قسمت دوم : بازي ايران و امارات در مرحله قبلي مقدماتي در ورزشگاه آزادي...شبكه هاي عربي بازي رو نشون ميدن و ما ايرانيا انتظار داريم چندين پلاكارد خيلي بزرگ به اسم خليج فارس در بين تماشاگران بازي باشه و دوربينها هم اونارو نشون بدن تا چشم عرب هاي اماراتي در بياد ولي من هر چي گشتم پرچماي ايرانم نديدم چه برسه به نماد يا اسمي از خليج فارس...ظاهرا تماشاچيارو بازرسي كردن كه كسي اسمي از خليج فارس رو در استاديوم آزادي به نمايش در نياره! چراشو نمي دونم///قسمت سوم : بازي برگشت مرحله قبلي در امارات كه استاديوم با كلي جو سازي اماراتيا پر شده اما در مرحله بعدي بازي امارات و كره شمالي در امارات استاديوم حتي نصفشم پر نشده! اگه حريف امارات ايرانيا باشن حتما ورزشگاه رو پر مي كنن چون از ايرانيا بدشون مياد و دوبي اسپورت مي پيچه به پر و پاي علي دايي و براش حاشيه درست مي كنه ولي دايي بازي رو برد و عرباي اماراتي رو حسابي مات كرد///و اما قسمت آخر : بازي رفت ايران و امارات در مرحله بعدی انتخابی جام جهانی در دوبي مساوي شد...درگيري علي دايي با پليس امارات به خاطر توهين پليس امارات به حسين كعبي...روزهاي بعد از مسابقه با جوسازي فدراسيون و دولت امارات عليه علي دايي ميگذره...حتي عربستان هم بيكار نمي مونه و داوري بازي ايران و امارات رو زير سوال مي بره! و اون رو دسیسه علیه تیم ملی عربستان میدونه!!!! من اخلاق دايي رو زياد دوست نداشتم هر چند الان خيلي بهتر شده اما يه خصلت دوست داشتني داشت و اونم اينكه به عربها باج نمي داد.اصلا روبروي عربها محكم بازي ميكرد و به نوعی حق مردم ایران رو می گرفت...اما دايي الان تنها مونده...امشب در برنامه نود علي دايي گفت : اين همه رسانه ها و مطبوعات عربي عليه من حرف زدن و درگيري من با پليس امارات رو بزرگ كردن ولي حتي يك نفر در ايران از من حمايت نكرد! وزارت امور خارجه بايد دخالت مي كرد ولي خبري نيست و...ولي آقاي دايي دولت ايران در مقابل امارات هيچ عكس العملي انجام نميده! من نمي دونم چرا دولت ايران در مقابل اونها همیشه سكوت مي كنه؟ اگه مي خواست ميذاشت پرچماي خليج فارس رو داخل استاديوم آزادي ببرن! در مورد برخورد بد پليس امارات با مسافراي ايراني در فرودگاه امارات از دولت امارات جواب مي خواست! به هر حال امارات يه بخشي از پيشرفتشو مديون تجارت و سرمایه گذاری ایرانی ها در دوبي و شهرهاي ديگه ی اماراته! ولي افسوس آقاي دايي كه در اين مبارزه مردانه با عربها شما تنها هستيد و فقط مردم ايران از شما حمايت مي كنن نه دولت ايران! همونطور که امشب در برنامه نود گفتی جواب عربهای امارات رو ما و علی دایی در بازی برگشت در آزادی در زمین مسابقه میدیم و حسابی از خجالتشون در میایم...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 2:13  توسط حسین  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 0:16  توسط حسین  | 

نمی دونم تا کی باید خیابانی رو تحمل کرد؟ کی می خواد بازنشسته بشه؟ اون اوایل که یه نوت بوک دست جواد خیابانی داده بودند در کنار گزارش کردنش صدای دابل کلیک کردن موسش رو کاملا می شنیدم تا بالاخره یه روزی بهش یاد دادن تا صدا رو کاملا قطع کنه! نتیجه ی جستجوی اینترنتی جواد خان یه گاف ۳۰ دقیقه ای بود : اوبافمی مارتین از دقیقه ۶۰ تعویض شد ولی خیابانی چون سرش تو نوت بوک بود تا آخر بازی ازش اسم می برد! خیابانی گزارشگری هستش که اصلا مث فردوسی پور و مزدک میرزایی نمی تونه بی طرف باشه.پارسال بازی پرسپولیس و پاس همدان پنالتی یدا...اکبری از خط رد شد ولی با وجود اینکه چندین بار صحنه آهسته اون پخش شد خیابانی خودش رو به کوچه علی چپ می زد که در موردش نظر نده! امروز در بازی استقلال و فولاد دو تا آفساید به اشتباه اعلام شد که یکیش گل درست استقلال مردود اعلام شد و صحنه آهسته کاملا واضح نشون می داد که توپ ها آفساید نبوده ولی جالب بود که خیابانی انگار نه انگار که اون صحنه ها رو داره می بینه و اصلا در موردش نظر نمی داد! مقایسه برد های دو تا تیم مقابل همدیگر رو که شاهکار اومد : فولاد تونسته در این استادیوم استقلال رو ۲ بر ۱ سالی که قهرمان شد شکست بده ولی استقلال تونسته ۴ بر ۱ و حتی(این حتی رو چند روز پیش هم یکی از دوستان در مورد گزارش بازی تاتنهام و آرسنال خیابانی ذکر کرده بود) ۳ بر ۲ فولاد رو شکست بده! اگه منظورش اینه که استقلال برد با اختلاف زیاد داشته آخه برد ۳ بر ۲ چه ربطی به برد ۴ بر ۱ داره! یه صحنه داور آفساید بازیکن استقلال رو گرفت و توپ رو به فولاد داد و خیابانی که سرش تو نوت بوک بود خطای آفساید رو اول کرنر اعلام کرد بعدش که گفت توپ به پای بازیکن استقلال خورد و اوت شد!بازی استقلال و پگاه در رشت که استاد گزارشگری در استودیوی شبکه ۳ نشسته بود ۶ یا ۷ موقعیت استقلال از جمله برخورد وحشتناک توپ با تیر دروازه پگاه رو نادیده گرفت و پگاه با یک فوتبال دفاعی و تک موقعیتش که گل شد به گمان جواد خیابانی بهتر بازی کرد! یه زمان شفیع با گزارشای خسته کنندش و ملال آور دهن مارو...ولی حالا پستو تحویل جواد خیابانی داده! آقا ما نخوایم فوتبال رو خیابانی گزارش کنه کیو باید ببینیم؟
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 23:23  توسط حسین  | 

یک افشین قطبی بعد از بازی با صبا باطری گم شده از اهالی محترم دبی خواهشمندیم در صورتی که اثری از ایشان پیدا کردند زنگ بزنند و جماعتی را از نگرانی در آورند.(باشگاه پرسپولیس).......چند مهاجم برزیلی فوری-فروشی با سابقه بازی کنار روماریو و واکس زدن کفش های به به تو(انجمن دلالان بدون مرز) 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 6:23  توسط حسین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 3:8  توسط حسین  | 

سکانس اول : فردوسی پور در اولین برنامه ی نود امسال افشین قطبی رو که با کلی سر و صدا برگشته بود به برنامه ی نود دعوت کرد...افشین قطبی گفت : یه فوروارد از برزیل میارم که در ۱۹ تا بازی ۱۷ تا گل زده و آقای گل شده...بلافاصله فردوسی پور گفت: اگه یه فوروارد توی برزیل این همه گل بزنه چه دلیلی داره بیاد و توی لیگ ایران بازی کنه؟ سکانس دوم : بازی پرسپولیس و سپاهان دوکارمو دروازبان رو جا میزاره و توپ رو به بیرون میزنه و پاس نیکبخت رو در دقایق آخر در مصاف تک به تک با دروازبان به ساعت ورزشگاه می زنه...در بازی با مقاومت سپاسی دیگه صدای بازیکنای پرسپولیسم به خاطر بازی بد دوکارمو در میاد...سکانس سوم : مهندس مصطفوی پشت خط تلفنی برنامه نود...فردوسی پور به طور کامل با ارائه ی مدارک لازم و عکس از سایت اینترنتی ثابت می کنه که آقای گل لیگ دسته سه محلات برزیل دو کارمو نبوده و اصلا در ۲ فصل قبلی آقای گل بالاتر از ۱۵ گل در این لیگ وجود نداشته...بماند که اصلا نتونسته بود اثری از دوکارمو در لیگ برزیل پیدا بکنه...کیش و مات...به همین سادگی...عکس العمل مهندس مملکت خیلی جالب بود...آدم دلش می سوخت که انگار خود مدیر عاملم این جریان رو نمی دونسته یا اگه می دونسته مجبور بوده قرارداد ببنده...مصطفوی گفت : شما اگه لازم باشه شماره شناسنامه ی مادر مادرشو در میارید و می خواین الان یه نظر سنجی بذاریم که شما بهترید یا مزدک میرزایی؟ شما بهتر گزارش می کنید یا دو کارمو بهتر بازی می کنه؟ و خلاصه کلی توجیه که هیچ ربطی به هم نداشت...اما جواب فردوسی پور جالبتر بود : عملکرد دوکارمو اونقدرم که میگن دیگه بد نبود ولی من در مورد کیفیت کار دوکارمو صحبت نکردم ولی چیزایی که شما در مورد این بازیکن گفتید وجود خارجی نداره...سکانس چهارم :یادم نمیره زمانی که استقلال چند سال پیش قهرمان شد و بالاخره فردوسی پور نتونست بفهمه که یه سوارکار با اسبش در مراسم قهرمانی استقلال چکار می کنه و اصلا این در کجای برنامه ی جشن قهرمانی استقلال وجود داشته...با مقایسه ی تصاویر قهرمانی لیورپول در جام باشگاه های اروپا و تصاویر اهدای جام به استقلال و هزار و یک ترفند دیگه به هدفش رسید...حدودا ۳ یا ۴ سال طول کشید تا مراسم جشن قهرمانی رو به اونجایی که باید برسونه...پارسال جشن قهرمانی پرسپولیس و استقلال حاصل کار این مجری حرفه ای رو به رخ تمامی اهالی ورزش کشید...فردوسی پور از این کیش و مات ها در این فوتبال کم نداشته...داربی امسال و مصاحبه ی امیر قلعه نوعی و علی گفتنش که فقط توسط برنامه نود نشون داده شد کما اینکه ما همه از نوچه داشتنه بعضی از مربیان برای گوشمالی دادن دیگران در لیگ برتر خبر داریم ولی کسی جرات بیان کردنشو نداره...قضیه ی توپ جم کنای ابومسلم در مشهد که بهشون می گفتن توپ رو به بازیکنا تا می تونید با تاخیر برسونید...شاهکار حذف استقلال از لیگ آسیا به خاطر ارسال نکردن مدارک که عاملینش رو یه جورایی به مردم شناسوند و هزار و یک مشکل دیگه...در برنامه دیشب فردوسی پور در مقابل بی منطقی مصطفوی از کوره در نرفت همونطور که وقتی چند سال پیش قلعه نوعی در برنامه نود گفت فردوسی پور یه زمانی تو مدرسه پینگ پنگ بازی می کرده و حالا اومده کارشناس شده در مقابل بی حرمتی قلعه نوعی فقط سکوت کرد...جواب قلعه نوعی رو مردم دادن و جواب مصطفوی رو هم به قول فردوسی پور افکار عمومی خواهند داد اما من فکر می کنم فوتبال ایران و پیشرفت آن به عادل فردوسی پور مدیونه...سکانس آخر : این مطلب ربطی به تعصب من نسبت به استقلال نداره...در ضمن من فامیل یا دوست فردوسی پور نیستم که احتمالا یه سری بگن فامیلته که ازش تعریف می کنی یا دوستت...به نظر من خلاصه ی مطلب فردوسی پور به کسایی که دوکارمو رو به پرسپولیس آورده بودن فقط این بود : نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم!
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 4:17  توسط حسین  | 

ابراهیم توره از پیش مامانش اینا برگشت...اما دی کارمو باید بهتر از توره باشه دیگه...دی کارمو شد دوکارمو ولی بازم منو یاد مومن زاده انداخت...البته نیت کرده بود یه برگردون بزنه که زد ولی سایه توپ رو...بعد از بازي دي كارمو كلي گريه كرد و تماشاچيا دوباره گفتند گوگوري مگوري عيب نداره....کریم باقری مثل هر هفته گل زد اما این دفعه به تیم خودش...کریم باقری هزار و یکمین گل باشگاه پرسپولیس را به نام خودش ثبت کرد...افشین قطبی اصلا به داوری کار نداشت...دیگه مقاله ی روزنامه ی گل برای آقای گل برزیل توهین آمیز نیست...مصطفوی قانون سوم نیوتن رو هم به قانونای قبلی اضافه کرد...نیکبخت به تیم ملی هندبال دعوت شد...افشین قطبی خیلی مودبانه گفت : باختیم البته با ذکر تسلیت شهادت و سلام و صلوات...به خبرنگارا گفت : شما که مربی نیستید بفهمید دی کارمو دو برره بهترین بازیکنه...به نظر شما این ادبیات عین ادبیات چند هفته پیش قلعه نوعی نبود؟!!!!!!!! ولي خوب مرغ همسايه غازه نه؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 16:37  توسط حسین  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:50  توسط حسین  | 

اتلتیکومادرید ـ رئال مادرید : وقتی یه بازی رو پخش مستقیم می بینی دوست داری فوتبال رو با هیجان نگاه کنی و تا اخرین لحظه بالا پایین بپری و بعضی وقتام با گل زدن در دقایق آخر بازی کلی داد و فریاد کنی!اصلا لذت فوتبال به همین چیزاست.امشب که رسانه ی ملی این بازی رو پخش کرد برای گل دقیقه ی یک بازی تصویرش قطع شد!!!!!!خوشبختانه لطف این رسانه شامل حال ما شد و گل مساوی رو نشون داد.داور وقت اضافه رو ۶ دقیقه اعلام کرد و وقتی دقیقه ی ۹۴ شد تصویر دوباره قطع شد و مزدک میرزایی هم گفت:بله...ظاهرا بازی تمام شد و خداحافظ...یه ملتم تی وی رو خاموش کردن و خوابیدن که بازی مساوی شد...احتمالا طرفدارای بارسلونا هم تو خواب نیششون بازه...ما بیکارا هم که از سر بیکاری در این دولت مهر ورز قشنگ اومدیم وبگردی که دیدیم ای دل غافل رئال یه دقیقه بعد پنالتی گرفته و بازی رو ۲ به ۱ برده...میگم ای کاش فوتسالم یه دقیقه به آخر مونده قطع می کردند که یه ملت آسوده بخوابن...به قول بابا تا فردا خدا کریمه!!!!!!!! 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 2:40  توسط حسین  |